الشيخ الصدوق ( مترجم : گيلاني )
13
الخصال ( فارسي )
به على ( ع ) گفت : به جهت تو خدا نه منش به من داده ، سه در جهان و سه در جاويدان و دو به سود تو و يكى كه از گفتن آن بر تو بيمناك هستم ، آن سه كه در جهان است : تو وصى منى و در ميان دودمان من جانشين منى و پردازنده وام منى . و آن سه كه در آخرت است : درفش ستايش را كه به من دهند به دست تو مىسپارم آدم ابو البشر و فرزندانش همه زير درفش من هستند : تو در كليدهاى بهشت به من يارى مىكنى ، اختيار شفاعت خود را به تو مىدهم كه در بارهء هر كه خواسته باشى ، آن دو كه به سود توست پس از من كافر و گمراه نگردى ، و آنچه بر تو بيمناك هستم ، آنكه قريش پس از من با تو نيرنگ به كار برند . در حديث ديگرى از پيامبر رسيده كه گفته : نه منش به من داده شد ، سه در جهان و سه در جاويدان و دو تا كه براى او اميد بخش است ، يكى آنكه بر وى بيمناك هستم ، اما آن سه كه در جهان است مرا مىپوشاند و در دودمان من سرپرست است و در خاندان من وصى ست و آن سه كه در جاويدان است : درفش ستايش را به من دهند و من به وى كه آن را بركشد و هنگام شفاعت گناهكاران به آن تكيه مىدهم و در كليدهاى بهشت با من يارى دهد . و آن دو كه نسبت به دو براى من اميدوارى دهد بعد از من به كفر و گمراهى نگرايد ، اما بيمناك از آنم كه قريش با وى مخالفت كنند و فتنهانگيزند . ترجمهء ( 807 ) آفت نه چيز ، نه چيز است : - پيامبر گفته : « زيان حديث : دروغ گفتن است ، و زيان دانش : فراموشىست ، و زيان بردبارى : سبكىست ، و زيان بندگى سستىست ، و زيان خوشمزگى : لاف زدن است ، و زيان دلاورى : ستم است ، و زيان بخشش : ياد آوريست ، و زيان زيبايى : خودپسنديست ، و زيان خانوادگى : باليدن است .